جمعى از نويسندگان

320

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

العارف اذا خرج من الدنيا لم يجده السائق والشهيد فى القيامه ، ولارضوان الجنه ، ولا مالك النار فى النار ، قيل و اين يقعدالعارف ؟ قال عليه السلام : « فى مقعد صدق عند مليك مقتدر » « 1 » حضرت على عليه السلام مطالعه در زواياى زندگى استاد و شاگرد در سطح والاى خلوص نسبت به ذات حضرت حق جلّ و علا و در ابعاد ريز و درشت و همه جانبه از امور شخصى و خانواده گرفته تا امور اخلاقى ، اجتماعى ، سياسى ، عرفانى و . . . توجه ما را به يك نكته مهم و اساسى جلب مىكند و آن اينكه اگر خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد : « افلا يتدبّرون القرآن و لو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا » « 2 » كه آن هم به خاطر واحد بودن منبع وحى يعنى ذات اقدس الهى است ، عرفاى بالله نيز در مبانى سيروسلوك الى الله از وحدت رويه كامل برخوردارند و اگر اختلافى هست بر حسب مختلف بودن خواطر و انگيزه هاى عبرت انگيز نزد آنان است : « العارفون قد يختلفون فى الهمم بحسب ما يختلف فيهم من الخواطر على حكم ما يختلف عندهم من دواعى العبر » « 3 » ؛ زيرا منبع صدور دستورات و احكام مختلفه ايشان در سيرو سلوك الى الله ذوات مقدسه حضرات معصومين عليهم السلام مى باشدو طبق روايتى كه از قلب مطهر ايشان يعنى ائمه هدى و اركان توحيد الهى صادر شده است كه مى فرمايند : « اوّلنا محمد ، اوسطنا محمد ، وآخرنا محمد ، وكلنا محمد » « 4 » ، همه آنها نور واحدند لذا هر تربيت يافته اى كه از آن ذوات نورانى بهره برده و صاحب سرّ آنان گشته است بر اساس « اللازم لكم لاحق » « 5 » سخن از نور خواهد گفت كه حكم واحد را دارد . بنابراين كسى كه براى رهايى از بيت مظلمه نفس و وصول به غايت آن كه ذات اقدس جل و علا است مجاهدت كند و رياضت بكشد و راحت را از خويشتن سلب كند و خود را به سرچشمه علم آنها برساندحامل اسرار « نور الاخيار » « 6 » مى گردد . آرى ، عارفان بالله چون « عارف » اند اصحاب اسرار « حفظه سرّالله » « 7 » مى باشند و ذات اقدس احديت همانگونه كه « خزان العلم » « 8 » را حافظان سرّ خود اختيار كرده ، سالكان و اصل وفانى در ذات حضرتش را اصحاب اسرار آن ذوات مقدسه قرار داده است . اينان عارف اند به اينكه حديث آن انوار تابناك در حين صعب و مستصعب بودن ، حق حق است و ظاهرو باطنش نهان است و نهانش تا چندين بطن پيچيده در نهانى است « 9 » ، لذا متفقند در اينكه خود را بايد متصف به وصف « سرّ » نمايند .

--> ( 1 ) - حسن زاده آملى ، حسن ، مآثر آثار ، جلد 2 ، 1386 ش . ، چاپ اول ، ص 149 ( 2 ) - نساء 82 ( 3 ) - ابن سينا ، الاشارات و التنبيهات ، نمط نهم ، بوستان كتاب قم ، چاپ اول ، 1381 ش . ، ص 366 ( 4 ) - شبّر ، عبدالله ، مصابيج الانوار ، ج 2 ، 1371 ق . ص 399 ، حديث 226 ( 5 ) - زيارت جامعه كبيره ( 6 ) - زيارت جامعه كبيره ( 7 ) - زيارت جامعه كبيره ( 8 ) - زيارت جامعه كبيره ( 9 ) - علامه طباطبايى ، رساله الولايه ، ترجمه همتى ، امير كبير ، چاپ اول ، 1366 ش . ، ص 36 .